آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )
21
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )
فاصلهء دو روز راه بشيراز كه اهالى آن را شهر ملكوتى مينامند مبتلا بناخوشى شبيه بطاعون شده ديده از جهان بربست و آرامگاهش در خود شيراز پشت باغ تخت نزديك مزار حافظ شاعر واقع است . كمى بعد از رسيدن من هيئت سياسى كشور پادشاهى جديد ايتاليا هم پيدا شد . اين هيئت كمتر از بيست كارمند نداشت كه بسه شعبهء سياسى و علمى و نظامى تقسيم شده بود ، منظور آنها هنوز هم براى من اسرارآميز و لاينحل است . راجع بپذيرائى آنها تفصيلات عجيبى بايد بدهم ولى بنظرم مناسبتر ميآيد فعلا از ذكر آن بگذرم و بشرح تدارك مسافرتى كه در آنموقع خود درنظر داشتم به عمل آورم بپردازم . از دولت سر دوستان در سفارت تركيه بطورى زندگى ميكردم كه با شيوهء درويش گدا كه منظور من بود خيلى ناجور به نظر ميآمد . آسايشى كه مرا احاطه كرده بود ديگر داشت اسباب زحمت ميشد و مرا از نقشهء اصلى منحرف ميكرد و پس از ده روز استراحت در تهران اگر موانعى كه مدتها بود از آن ميترسيدم پيش نيامده بود حتما با كمال ميل و بدون لحظهاى تأخير رهسپار مشهد و هرات ميشدم . پيش از حركت از استانبول بوسيلهء روزنامهها آگاه شده بودم كه دوست محمد خان فرمانرواى افغانها با داماد و خراج گذار سابق خود « سلطان هرات » « 1 » در حال جنگ است زيرا او رشتهء ملوك الطوايفى را گسسته و خود را تحت سيادت و اقتدار شاه ايران قرار داده است ولى چون به شيوهء روزنامهها آشنا بودم و ميدانستم هر مشكلى را بزرگتر از آنچه هست جلوه ميدهند لذا از اغراقگوئى معمولى آنها برحذر بودم و چون خطر واقعى را از آن فاصله درست درك نمينمودم ، فكر اينراهم كه مسافرتم را بتعويق بيندازم نميكردم ، اما در تهران كه فقط سى و دو روز از صحنهء كارزار دور بود با كمال تأسف مطلع گرديدم كه عمليات جنگى واقعا هرگونه ارتباط بين دو كشور را قطع كرده
--> ( 1 ) - احمد خان .